تبليغاتX
من و تو + عشق=زندگی

حالا كه خوب مي دوني برات يه بي قرارم

به شوق ديدن تو اشكامو كم مي يارم

بازم مي خوام بمونم هميشه چشم به راهت

با دو تا چشم گريون در حسرت نگاهت

حرفهاي مهربونت نگاه پر غرورت

خطو ط چشماي تو

قشنگي سكوتت

همه حرفارو گفتي

شايد هنوز تو خوابي

خواستم فقط

بدوني

نگفتن

بي وفايي

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 خرداد1386ساعت 6:13  توسط الناز و محمد   | 

بي تو دنيا بر سرم آوار شد                    بین ما هر پنجره دیوار شد

آنكه اول نوش دارو مي نمود                  بر لب ما زهر نیش مار شد

درد ما در بودن ما ريشه داشت              رفتن و مردن علاج کار شد

عيب از مابودن از ياران نبود                   تا كه ياري يار شد بيزار شد

عاقبت با حيله سودا گران                    عشق هم كالاي هر بازار شد

آب يكجا مانده ام دريا كجاست؟            مردم از بس زندگي تكرار شد
+ نوشته شده در  شنبه 19 خرداد1386ساعت 6:25  توسط الناز و محمد   | 

 
 

هوا ترست به رنگ هوای چشمانت

دوباره فال گرفتم برای چشمانت

اگرچه کوچک و تنگ است حجم این دنیا

قبول کن که بریزم به پای چشمانت

بگو چه وقت دلم را زیاد خواهی برد

اگرچه خوانده ام از جای جای چشمانت

+ نوشته شده در  شنبه 19 خرداد1386ساعت 6:24  توسط الناز و محمد   |